مکانیک ماتریس در 1925 نخستین بار توسط هایزنبرگ ارائه شدکه البته این خود داستان جالبی دارد:
وقتی هایزنبرگ نخستین بار کارهای خود را به بورن نشان داد هیچ اطلاعی از وجود چیزی به نام ماتریس نداشت و بورن هم چیز زیادی از انها به خاطر نداشت، هر چند که بورن در زمان دانشجویی درس جبرخطی را پاس کرده بود. پس خیلی طبیعی بود که آنان سریع دست نیاز به سوی هیلبرت دراز کنند که یک ریاضیدان بود. در لابهلای صحبتهایشان هیلبرت به آن دو گوشزد میکند که ماتریسها را در حل معادلات دیفرانسیلی با شرایط مرزی هم استفاده میکنند. این در واقع همان خاصیتی است که چند سال بعد استفاده شد تا معادل بودن مکانیک ماتریسی و معادلهی شرودینگر (که در واقع یک معادلهی دیفرانسیلی با شرایط مرزی است) به کار رفت. بعدها هیلبرت با خنده به دوستانش میگفت که : اگر هایزنبرگ و بورن به حرفهای من دقت میکردند میتوانستند پیش از شرودینگر، رابطه را کشف کنند.
شایان ذکر است که معادلهی شرودینگر کاربردی سادهتر از مکانیک ماتریسی دارد.
نتیجهی اخلاقی: به درس خوب گوش دهید!
**
شرودینگر در جنگ جهانی در 1914 به خدمت اعزام شد و در ابتدا فرماندهی توپخانه به او واگذار شد اما سپس به دلیل اینکه درس هواشناسی را در دانشگاه گذرانده بود به واحد هواشناسی ارتش منتقل شد که این انتقال سهم بهسزایی در نجات جانش از مرگ داشت!
نتیجهی اخلاقی: در انتخاب دروس اختیاری شدیدا دقت کنید!
***
ماکس پلانک کسی که نخستین بار توانست رابطهای کلی (با استفاده از قوانین ترمودینامیک) برای تابش جسم سیاه (بر حسب دما و فرکانس) ارائه دهد، هرگز از کار خویش خشنود نبود و آن را " چیزی جز یک حدس همراه با خوششانسی" نمیدانست!
نتیجهی اخلاقی: حق را بگویید اگر علیه شما باشد! و دیگر اینکه کمی بزرگوار باشید!
برگرفته از اینجا
با تشکر از 1پزشک
