85/10/12
همسفر...چه خوبه که تو هستی
و می بینمت که پابه پای من میای....
یک بار که به دستش آوردیم ,
نمی گذاریم که برود...
راز موندن ما در جاده اینه که به زبان هم صحبت کنیم....
می بینمت که چه صبورانه دستت رو به من دادی...
می بینم که فقط تویی که حرفم رو می شنوی....
و فقط من هستم که معنی چشمات رو بلدم.
از اینجا
نوشته شده توسط جوانه در ساعت | لینک
|
