85/08/26
خطا از من است، می دانم.
از من که سالهاست گفته ام:
"تنها ترا میپرستم"
اما به دیگران هم دلسپرده ام.
از من که سالهاست گفته ام:
" تنها از تو یاری می جویم"
اما به دیگران هم تکیه کرده ام.
اما رهایم نکن...
بیش از همیشه دلتنگم...
به اندازه ی تمام روزهای نبودنم...
اقتباس از: داستان زندگی ما آدم ها
با تشکر از دوست بیگانه
نوشته شده توسط جوانه در ساعت | لینک
|
85/08/20
نوشته شده توسط جوانه در ساعت | لینک
|
85/08/10
باز همان حکایت همیشگی
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود
آه! ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان چقدر زود دیر میشود...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط جوانه در ساعت | لینک
|
85/08/05
میش به برهاش گفت:
فرزندم، اگر در صحرا بازیگوشی كنی و از من دور بیفتی،
گرگ تو را پاره میكند و ناكام از دنیا میروی.
سعی كن همواره در پناه من باشی
و عمری را به خوبی و خوشی بگذرانی
و در سلاخخانه به مرگ طبیعی بمیری!!!!!!!!
برگرفته ازاینجا
نوشته شده توسط جوانه در ساعت | لینک
|
