تبليغاتX
حرفهای خیلی ساده
آنچه که دوست دارم بشنوم(نقل قول آزاد است و ذکر منبع، اختیاری)

دستها بالا بود.

هر کسي سهم خودش را طلبيد.

سهم هر کس که رسيد،

داغ تر از دل ما بود

ولي

نوبت من که رسيد،

سهم من يخ زده بود!سهم من چيست مگر

يک پاسخ

پاسخ يک حسرت!

سهم من کوچک بود

قد انگشتانم

عمق آن وسعت داشت

وسعتي تا ته دلتنگيها

شايد از وسعت آن بود

که بي پاسخ ماند..

 

برگرفته از این وبلاگ

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  | 

خدایا!
 
دستامو هربار به روت باز کردم،

 تو توش یه عروسک گذاشتی،

خیلی عروسکامو دوس داشتم،

ولی هر بار به زور اونارو ازم گرفتی...

منم زل زل نگات میکردم،

اشکام دونه دونه میومد،

ولی هیچی بهت نمیگفتم،

خدایا!

تو که جای حق نشستی...

ولی چرا اونارو ازم گرفتی؟

چرا اونارو بهم میدادی؟؟

میخواستی ببینی امانت دار خوبیم؟؟؟

بعد گرفتن اونا هنوز نفهمیدی؟؟؟؟

خدایا!

این عروسکم میگیری...

بگیر، باشه...

ولی زل زل نگات میکنم،

مثل بارون اشک میریزم،

که یه قول باید بهم بدی،

که همون قدی که من این عروسکو دوس دارم،

دوسش داشته باشی،

خدایا همونجوری که من تنهاش نمیذارم،

توهم تنهاش نذار.

همیشه پشت و پناهش باش.

ولی خدایا!

دیگه دستامو بالا نمیارم،

که تو باز یه عروسک بذاری توش...


برگرفته از وبلاگ: نقطه پایان

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  | 

خیلی ها که زنده هستند سزاوار مرگند،
 
و عده ای که می میرند سزاوار زندگی هستند.
 
تو می توانی زندگی را به مرده ها ببخشی؟
 
پس در قضاوت خیلی خوش بین نباش،
 
 و انان را به مرگ محکوم نکن.
 
چون عاقل ترین ادم ها هم نمی توانند اخر کار را ببینند.
(با عرض پوزش)
نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  | 

یکی از غم انگیز ترین چیز هایی که 
 
در مورد طبیعت انسانی می دونم اینه که
 
 همه ی ما تمایل داریم زندگی رو متوقف کنیم.

همه ی ما رویای یک باغ گل سرخ را در افق می بینیم
 
به جای آنکه از گل سرخ هایی لذت ببریم که
 
 امروز بیرون پنجره ی خانه ی مان شکوفا می شوند.
 
چرا ما به این شکل غم انگیز ابله هستیم؟!
نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  | 

جریان باد را پذیرفتن،

و عشق را، که خواهر مرگ است،

و جاودانگی رازش را با تو در میان گذاشت.

پس به هیات گنجی درآمدی، بایسته و آز انگیز

گنجی از آن دوست...

که تملک خاک را

و یاران را

دلپذیر کرده است...

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک 

و امروز از صمیم قلب،قاطعانه اعلام آمادگی کردم برای همراهی

فراتر از تقدیر هست یا عین تقدیر؟

نمیدانم

هر چه که هست مهم تصمیم به شروع هست

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  | 

چه سخت است صبر بر حکمت خداوند در پس گرفتن امانت...

عزیزم،

همدردم...

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  | 

کلیک لطفا:

ببینید عشق والدین را!!!

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  | 

خداوند، هر کاری که انجام بده،

 جای شکرش رو باقی میگذاره.

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  | 

راستی

اگر می دانستید در هیچ کاری شکست نمی خورید

چه می کردید؟

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  | 

میگن:

صبر تلخ است ولیکن بَر شیرین دارد

اما اینو بیشتر دوست دارم:

گویند سنگ، لعل شود در مقام صبر

آری! شود ولـــــــــــــــــــــــــــــی

به خون جگر شود.

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  | 

لعنت بر سوء تفاهم

چقدر میتونیم بدبخت باشیم

که سنتها وسیله ارزشگذاری باشند

پس

ایندفعه بهتره سنتها اجرا بشه

چون ...

درسته که قیمتش گزافه

اما قیمتش، کمتر از انجام نشدنش نیست.

بهر حال، لا اقل ۱ سپر اجتماعی است برای آینده.

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  | 

۱-یک داستان بی کلام

۲-چه حلقه ی داررری!!!

۳- مرز نامحدود عشق 

۴- چه بانمک

۵-ساده و با شکوه

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  |