85/04/30
امروز بخدا اعتماد کردم و خودم رو به دست تقدیرش سپردم.
میخوام دوست داشته باشم و پاسخ عشق خداوندی رو بدم.
نوشته شده توسط جوانه در ساعت | لینک
85/04/27
برای ۱ مسئله ی ساده چقدر القاب بیهوده
برای حرف دیگران؟
برای دل عزیزان؟
چقدر زنده بودن بهای سنگین داره!
مگه در آخر بیشتر از محیط انداممون جا نیاز داریم؟
کاش برای شخص خودمون زندگی می کردیم!
نوشته شده توسط جوانه در ساعت | لینک
85/04/25
سلامت و شادمان باشید.
نوشته شده توسط جوانه در ساعت | لینک
85/04/24
آدم تا خودش رو نشناسه نمیتونه چنین ادعایی داشته باشه
و اینکه بگی خودت رو کاملا می شناسی
بر اساس شرایط مختلف اونقدر نسبی و متغیر هست که
ادعا داشتن در مورد شناخت دیگران رو بشدت کمرنگ میکنه.
نتیجه: ادعای شناختن کسی، سنگ بسیار بزرگیست.
نوشته شده توسط جوانه در ساعت | لینک
85/04/18
نوشته شده توسط جوانه در ساعت | لینک
85/04/07
راستی
چه چیز اندازه ی سوء تفاهم میتونه
باعث دلخوری و نفرت بشه
و
چه چیزی اندازه ی رفع اون میتونه
باعث شادمانی و عشق بشه؟؟؟؟؟؟؟؟
نتیجه: کاش زبان دل، شنیدنی بود...
نوشته شده توسط جوانه در ساعت | لینک
85/04/04
نوشته شده توسط جوانه در ساعت | لینک
|
