تبليغاتX
حرفهای خیلی ساده
آنچه که دوست دارم بشنوم(نقل قول آزاد است و ذکر منبع، اختیاری)

بزرگی میگوید:

وقتی جوان بودم و چیزی نمی دانستم،

۱درخت به سادگی ۱درخت بود، ۱ کوه، به سادگی ۱ کوه

و ۱ دریاچه، به سادگی ۱ دریاچه

وقتی تحصیل علم کردم و چیزهایی فرا گرفتم

۱درخت بیش از ۱درخت بود، ۱ کوه، بیش از ۱ کوه

و ۱ دریاچه، بیش از ۱ دریاچه بود

وقتی عارف به حقایق(منورالفکر) شدم

۱درخت بار دیگر درست ۱درخت، ۱ کوه، درست ۱ کوه

و ۱ دریاچه، درست  ۱ دریاچه شد.

آیا حالت سوم مثل حالت اول است؟

شاید بله، شاید نه

۱ مثال:

۱ نفرو بار اول میبینید

عادی و ساده هست، به سادگی همه ی آدمای دیگه

باهاش ارتباط برقرار میکنید،

بعد ۱ مدت، اون دیگه برای شما ۱ آدم ساده نیست

بلکه خیلی بیشتر از ۱ نفر هست برای شما.

اما با گذشت و محک های خاص زمان

شناخت شما کاملتر میشه و ۱ روز میاد که

اون آدم برای شما میشه درست همونی که واقعا هست

(نه بیشتر مثل حالت ۲ و نه کمتر مثل حالت ۱).

جالبه، اینطور نیست؟

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  | 

پرند به انسان گفت:

 من فرق درخت ها و آدم ها را خوب مي دانم.

 اما گاهي پرنده ها و انسان ها را اشتباه مي گيرم.

 انسان خنديد و به نظرش اين بزرگ ترين اشتباه ممكن بود.

پرنده گفت : راستي ، چرا پر زدن را كنار گذاشتي؟

انسان منظور پرنده را نفهميد ، اما باز هم خنديد.

پرنده گفت :

نمي داني توي آسمان چقدر جاي تو خالي است.

 انسان ديگر نخنديد،

 انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد ،

چيزي كه نمي دانست چيست،

 شايد يك آبي دور،

يك اوج دوست داشتني...

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  | 

ماه در افق فرو شد

 اما

همواره در آسمان است

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  |