تبليغاتX
حرفهای خیلی ساده
آنچه که دوست دارم بشنوم(نقل قول آزاد است و ذکر منبع، اختیاری)

مي توانم تمام چيزهايي که در زندگي تجربه کرده ام را در سه کلمه خلاصه کنم:


زندگي ادامه دارد...ا

رابرت فراست

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  | 

وقتی جستجوگر و جستجو شونده یکی می شوند،

در آن صورت دانش کامل و مقصود بر آورده

می شود .چرا که سرنوشت مقدر نکرده است انسان تا ابد در جهل بماند.

برگرفته از وبلاگ نوشتهای مدفون ۲

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  | 

اين درست نیست که:

که از همه گلهاي رُز تنها بخاطر اينکه خار يکي از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشيم

که همه روياهاي خود را تنها بخاطر اينکه يکي از آنها به حقيقت نپيوسته است رها کنيم

که اميد خود را به همه چيز از دست بدهيم بخاطر اينکه در زندگي با شکست مواجه شده ايم

که از تلاش و کوشش دست بکشيم بخاطر اينکه يکي از کارهايمان بي نتيجه مانده است

که همه دستهايي را که براي دوستي بسوي ما دراز مي شوند بخاطر اينکه يکي از دوستانمان رابطه مان را زير پا گذاشته است رد کنيم

که هيچ عشقي را باور نکنيم بخاطر اينکه در يکي از آنها به ما خيانت شده است

که همه شانس ها را لگدمال کنيم بخاطر اينکه در يکي از تلاشهايمان ناکام مانده ايم

به اميد اينکه در مسير خود هرگز دچار اين ديوانگي ها نشويم

و به ياد داشته باشيم که هميشه

شانس هاي ديگري هم هستند

دوستي هاي ديگري هم هستند

عشق هاي ديگري هم هستند

نيروهاي ديگري هم هستند

تنها بايد قوي و پُر استقامت باشيم و همه روزه در انتظار روزي بهتر و شادتر از روزهاي پيش باشيم

 
نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  | 

يک صورت  بايد (شاد) باشه وگرنه به دل هيچ کس نميشينه

يک چشم بعضی وقتا بايد توش (اشک) باشه وگر نه ميسوزه

يک لب هميشه بايد روش (خنده) باشه وگرنه زود پير ميشه

يک قلب پاک هميشه بايد به يک نفر (ايمان) داشته باشه وگرنه فاسد ميشه

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  | 

     در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند ، و گاهي اوقات پدران هم .

 

در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود .

 

در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد ، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته ، محروم مي كند .

 

در 30 سالگي پي بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن .

 

در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چيزي است كه خود مي سازد .

 

در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن ، در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم ؛ بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم دوست داشته باشيم

 

در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي دهند.

 

در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان و پيروي كوركورانه بد ترين دشمن وي است .

 

در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب .

 

در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد .

 

در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نيز كه ميل دارد بخورد .

 

در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارتهاي خوب نيست ؛ بلكه خوب بازي كردن با كارتهاي بد است .

 

در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه مي دهد و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود .

 

در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است .

 

در 85 سالگي دريافتم كه همانا زندگي زيباست

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  | 

زندگی یک گل سرخ است

پر از عطر و پر از خار و پر از برگ لطیف

یادمان باشد اگر گل چیدیم

عطر و خار و گل و برگ

همه همسایه ی دیوار به دیوار همند.

نوشته شده توسط جوانه در ساعت  | لینک  |