در مسیر رود
پرواز میکند پرستو
گویی
جریان دارد...
میگن خداوند به ۳ شکل به دعا پاسخ میدن:
۱- پاسخ میدن: بله! و...
آرزوتون رو براورده میکنن
۲- پاسخ میدن: نه!و...
بهتر از آنچه می خواهید به شما عطا می کنن
۳- پاسخ میدن: صبر کن و ...
بهترینها رو به شما اهدا می کنن
اگر میدونستی چقدر تنهام
برام گریه می کردی
و اگر می دونستی چقدر گریه می کنم
هیچوقت تنهام نمیگذاشتی
دوست داشتن را در حق کسی
تمام کردن "رسيدن به اوج است"
حتّی اگر همه چيز برای نفرت ورزيدن آماده باشد و
تمام کردن يعنی:
بگذاری برود هر جا که احساس خوشبختی ميکند ...
چو بد کردی، مباش ایمن ز آفـــات
که واجب شد، طبیعت را، مکافات
سپهر آئینه ی عدل است، شــاید
که هر چه از تو بیند، وانمـــــــــاید
* در اینجا شاید به معنای "شایسته و بایسته" است بعبارتی یعنی "حتما"
هله! نوميــــد نباشي كه تو را يــــــــار براند
گرت امــــــروز براند، نه، كه فـــــــــردات بخواند!
در اگـــــر بر تو ببندد، مــــــرو و صبـــــــر كن آنجا
ز پس صبــــــر، ترا او، به ســــــر ِصــــــدر نشاند
و اگــــــر بر تو ببندد همه رههــــــــا و گذرهـــــــا
ره پنهـــــــــــــــان بنمايد كه كس آن راه، نداند...
هله! خاموش، كه بیگفت، از اين مي، همگان را
بچشاند، بچشاند، بچشاند، بچشاند.
مطمئن باش دوست من
بزرگان میگویند...
هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده..
حتّی اگر کسی به تو دروغ گفت
باز هم به او فرصت ده..
عشق را تجربه کن حتی اگر
در آن شکست بخوری..
اين را بدان که اگر کسی وارد زندگي تو شد
و گذاشت و رفت علاوه بر اينکه
۱ خاطره به جا ميگذاردِ
ميتواند ۱ تجربه هم به جا بگذارد..!!!
نباید رنجشی به دل گرفت
آنکه دوستش داریم همه گونه حقی بر ما دارد
حتی حق آنکه دیگر دوستمان نداشته باشد
نمی توان از او رنجشی به دل گرفت بلکه
تنها باید از خود رنجید
که چرا باید آنقدر شایسته محبت نباشیم
که دوست، ما را ترک کند.
و این خود دردی کشنده است
برگرفته از وبلاگ:
لوئيز رِدِن ، زني بود با لباسهاي كهنه و مندرس ، و نگاهي مغموم . وارد خواربار فروشي محله شد و با فروتني از صاحب مغازه خواست كمي خواروبار به او بدهد به نرمي گفت شوهرش بيمار است و نميتواند كار كند و شش بچهشان بي غذا ماندهاند. جان لانگ هاوس ،صاحب مغازه ، با بياعتنايي محلش نگذاشت و با حالت بدي خواست او را بيرون كند . زن نيازمند در حالي كه اصرار ميكرد گفت : «آقا شما را به خدا به محض اينكه بتوانم پولتان را ميآورم .»
جان گفت نسيه نميدهد .مشتري ديگري كه كنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوي آن دو را ميشنيد به مغازه دار گفت:ببين اين خانم چه ميخواهد خريد اين خانم با من.خواربار فروش گفت: لازم نيست خودم ميدهم . ليست خريدت كو ؟ زن گفت : اينجاست .
- « ليستات را بگذار روي ترازو به اندازه ی وزنش هر چه خواستي ببر . » !!
لوئيز با خجالت يك لحظه مكث كرد، از كيفش تكه كاغذي درآورد و چيزي رويش نوشت و آن را روي كفه ترازو گذاشت . همه با تعجب ديدند كفه ی ترازو پايين رفت .
خواربارفروش باورش نميشد . مشتري از سر رضايت خنديد .
مغازهدار با ناباوري شروع به گذاشتن جنس در كفه ی ديگر ترازو كرد كفه ی ترازو برابر نشد ، آن قدر چيز گذاشت تا كفهها برابر شدند .
در اين وقت ، خواربار فروش با تعجب و دلخوري تكه كاغذ را برداشت ببيند روي آن چه نوشته است .
كاغذ ليست خريد نبود ، دعاي زن بود كه نوشته بود :
« اي خداي عزيزم تو از نياز من با خبري ، خودت آن را برآورده كن »
** فقط اوست كه ميداند وزن دعاي پاك و خالص چقدر است .
دعا بهترين هديه رايگاني است كه ميتوان به هر كي داد و پاداش بسيار برد .
« بر گرفته از كتاب لبخند خدا »
این مطلب رو از این وبلاگ گرفتم:http://www.emehr.persianblog.com/
گرانبهاتر از اشک در جهان پیدا نمیشود چون:
تا گرانبهاترین چیزها را بدست نیاورید
اشک را نمی دهند.
من اون کسی نيستم ...
…که تو تصور ميکردی.
من اون کسی نيستم…
…که دنيا به تو تقديم کرد
کسی که تو…
…کورکورانه به او اعتماد ميکردی
مرد روياهات...
…من نيستم.
اگر بعضی وقت ها …
…به چشمات نگاه ميکنم…
…به تو التماس کردم…
…برای ذره اي اميدواری…
…امروز برای تو قسم ميخورم…
…که نمي خواستم اذيتت کنم
و اگر در مورد چيزی اشتباه کردم…
…از تو درخواست بخشش ميکنم.
من دروغگو هستم…
بخاطر اينکه ميدونم به تو کلک زدم
برای اينکه اينجا در کنارت باشم…
…چه چيز هايي که یکبار به تو قول دادم.
من دروغگوهستم...
برای اينکه خيلی دوستت دارم...
...و تو نميتونی تصور کنی چقدر...
...و اين همون چيزي که...
... در موردش هرگز به تو دروغ نگفتم
تمام گذشته ام کات به اين لحظه !! هر دو با هم , خانه , زندگي , حرکت!!!



