83/11/25
درود بر مصائب! درود بر نشیب و فراز! درود بر حوادث سنگینی که فزاینده ی زنگ خطر کوردلان و شوربختان است و صیقل دهنده ی روح بیداردلان و بیقراران
نوشته شده توسط جوانه در ساعت | لینک
|
83/11/03
در دل شب چیزی است، مثل یک بیشه ی نور ، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم که دلم میخواهد، بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
دورها آوایی است که مرا میخواند

نوشته شده توسط جوانه در ساعت | لینک
|
